|
ترس....ترسم از دست تو بوده براي خواستن عشقم... نياد اووووون...نياد اون روزي كه ديره واسه ي داشتن عشقم...نياااااد ترس....ترسم از اينه كه روزي من به ياد تو نباشم... ديگه دل سرد بشم از تو....برم و با تو نباشم.... ترس من اينه كه روزي روي قولم پا بزارم... واسه ي بدبيني و حرفات تو رو تنها بزارم... ترس من از خنده هاي تلخ و بي روح لب توست... كاش بدوني دل تنهام گم شده تو اين شب توست.... ترس...ترسم اينه دير بفهمي عشق پاكو تو نگاهم... ديگه آرزوم نباشه بمونيم هميشه با هم.... ترس...ترسم از اينه كه روزي من به ياد تو نباشم... ديگه دل سرد بشم از تو برم و با تو نباشم..... برم و با توووو نبااااااااااشم....
نمي خوام ديگه برم دنبال عشق.... نه....ديگه خسته شدم... هميشه بر عكسه وقتي دنبالشي ازت دور مي شه وقتي كاري به كارش نداري مياد دنبالت... هميشه از خبانت متنفر بودم... برا همين بهت خيانت نمي كنم...ولي اين به اين معنا نيست كه عاشقت شدم....نه!!! دوستت دارم ...اما....نمي خوام درگيرت شم... ديگه خسته شدم...شدم يه آدم بي تفاوت.... مي خوام بشم هموني كه دوست دارم...به خاطر خودم زندگي كنم نه مردم....اقلآ اخرش دلم نمي سوزه.... ديگه كم كم داره باورم مي شه تو اين دنيا عشقي وجود نداره... همش تظاهره.....همه فقط اداي عاشق شدنو در ميارن همه چي فريبه.....همه چي... سعي كن هميشه تنها باشي چون تنها به دنيا اومدي و تنها مي ميري.... بگذار عظمت عشق را هيچ گاه درك نكني چون آنقدر عظيم است كه تو را در زندگي نابود مي كند....اما اگر عاشق شدي فقط يه نفر رو دوست بدار...بخند،گريه كن.... و قدم بردار...فقط براي يك نفر...!!!!
خدايا يعني چي مي شه؟؟؟ بر مي گرده يا نه!؟ قول مي دم ديگه احساسي برخورد نكنم... قول مي دم منطقي باشم... قول مي دم ديگه بهش گير ندم.... خدايا مي دونم از دستم خيلي دلگيري... ولي مي گن تو بزرگي....رحيمي....بخشنده اي.... پس منو ببخش... قول مي دم چه برگرده چه برنگرده ديگه هميشه به يادت باشم... هر روز و هر لحظه هر جا.... من به يادتم....ولي نه هميشه....ولي قول مي دم.... ديگه هميشه يادت كنم.... اگه واقعآ درست نيست اين طوري باهات حرف زدن... پس كمكم كن نمازمو بخونم....آخه تنبلي مي كنم.... فقط اونو به من برگردون....خداياااااااااا حقم داري مگه من به حرفت گوش كردم كه تو كمكم كني... نه!!! اين انصافانه نيست..... ولي بازم در حق من خيلي لطف داشتي.... خدايا دوستش دارم....آخه مگه اين گناهه!!؟؟؟ بزار به هم برسيم پس... بزار با هم مشكلاتو حل كنيم...بزار بهش كمك كنم... كاش نمي دونست دوستش دارم... كاش نمي گفت دوستم داره........ خدايااااااا.....فردا.....وااااااااي مي ترسم... يعني چي مي شه؟؟؟ مي مونه يا مي ره...!؟ شايد اگه منم مي دونستم يكي انقدر دوستم داره ... باهاش نمي موندم....آخه چرا اينطوريه!؟؟؟ چراااااا؟؟؟ چرا ما بايد از اونايي كه دوستمون دارند بگذريم!؟ يعني اگه دوستش نداشته باشم به هم مي رسيم!؟؟ خدايا به دلش بنداز بمونه.....خواهش مي كنم..... خدا جون اين منم؟؟؟؟؟ اين منم كه دارم انقدر خودمو خار مي كنم!!؟؟ دارم التماس مي كنم!؟؟؟ اينه رسمش!؟؟ اصلآ چرا من؟؟؟ كاش دلم از سنگ بوووووووود.... كاش!!!!!!
نگاهت بيان گر راز دلت نبود! كاش اين چنين بود... نمي دانم رفتنت را به پاي كدامين گناه خود بگذارم!؟ عشقم؟ صداقتم؟ شايد هم صميميتم؟ بگو تا بدانم! من كه تو را بارها و بارها از آن خود دانستم، حال چگونه باور كنم مرا براي هميشه تا ابد و قيامت ترك كرده اي!؟ چگونه باور كنم؟؟؟؟........
مي خوام باهات بمونم...تا بهت ثابت كنم منم دوستت دارم ولي غرورم اجازه نمي ده بهت بگم مي مونم مي گي دوستم داري.....ولي نمي تونم باور كنم...يعني سخته... ولي سعي مي كنم باور كنم....اقلآ به خاطر خودم..! خدايا چي كار كنم...؟؟؟؟؟ بمونم يا برم.....................................؟؟؟ اگه بمونم اون جوري نمي تونم تحمل كنم.....نمي تونم نه!!! اگه برم...نه!!! بازم نمي تونم ..... دلم مي گه نرو.... ولي بمونم كه چي بشه؟؟؟ كه بيشتر به هم وابسته شيم.... من نمي خوام دوباره ......واااااااااااي نه!!! راست مي گي اين طوري بهتره....باشه عزيزم هر چي تو بگي... مي رم....ولي ازم نخواه كه برم با يكي ديگه... ديووونه آخه چرا مي گي دوستم داري؟؟؟ اين جوري رفتن برام سخت تره.... ولي مي رم..اين بار آخره........ ديگه نمي خوام كسي رو دوست داشته باشم... مي خوام با خاطراتم خوش باشم.... همين برام بسه..... ولي بزار واسه بار آخر بگم خره دوستت دارم!!! خيالت راحت گل من دارم مي رم از كنارت دارم مي رم تا خوش باشي با خاطراتت خيالت تخت تخت باشه ديگه نميام تو خوابت تا ببينم چشماي بي گناهت خيالت راحت گل من ديگه نميام سراغت تا تو خوش باشي با آرزو هاي دور و درازت.... *ستاره *
اين روز ها من... اين روز ها مي نويسم بي قلم... مي گريم بي اشك.... مي خندم بي لبخند... فرياد مي زنم بي حنجره... عاشق مي شوم بي معشوق.... آه مي كشم بي سبب....مي شكنم بي اثر.... روزها را خواهم ديد بي خورشيد.... شب ها را خواهم يافت بي مهتاب.... و سال ها زندگانيم رابدست باد خواهم سپرد....بي تفاوت... و اين روزها من ياد بادك دوران كودكي ام را به دستان بي مهر يك دوره گرد خواهم فروخت....بي ترديد و شيرين! تك خاطرات دوران نوجواني ام را بدست فراموشي مي سپارم... بي عهد...بي پيمان.... و اين روزها من كلبه ي كوچك مهر را كه در قلبم اندك اندك جاي گرفت به يك باره فرو خواهم ريخت... بي هراس.... و اين روز ها من انديشه هايم را در دل خاك دفن خواهم كرد... بي رويا...... و غرق خواهم شد در مرداب تنهايي.... در بي صدا ترين بي صدايي ها...!!!!!! *ستاره*
چرا دوستم نداشتي.....!؟ چرا دوستت ندارم...!؟ چرا مي خوام نباشي... بري از من جدا شي.... به يه دنيا ديگه پا بزاري... بدون من فنا شي..... بري واسه هميشه... به قله ها پا بزاري.... يه گل سرخ بچيني.... به دست باد بسپاري.... ديگه برنگردي...ز خاطرم شي.... شعر:ستاره
اي كاش مي دونستي كه توي اين روز هاي غريب چقدر دلم بهانه تو رو مي گيره...
اي كاش مي دونستي كه اين روز ها چقدر دلم هواي با تو بودن رو كرده ... اون صداي دلنشين قدمهات رو كرده... اي كاش مي دونستي كه چقدر دستم گرمي دست هات و گوشهايم گرمي اون صدات رو كم داره... اي كاش مي دونستي كه توي اين روز هاي بي تو چقدر دلواپس تو ام ...
ديدي چي شد!!؟ ستاره مرد!!!! شكست....خووووورد شد... خودت خواستي..... حالا ديگه نبايد ازم انتظار داشته باشي بشم همون ستاره.... چون ديگه من عوض شدم... خوب يا بدشو نمي دونم.... ولي من عوض شدم......! اگه هر بلايي سرم بياد تقصير توست!!! تو باعث شدي من عوض شم..... ازت نميگذرم!!! چشماي من ميل به گريه داره....مي خواد بباره... دل نمي دوني كه چه حالي داره...چه حالي داره.. غصه به جز گريه دوا نداره...خدا نداره... هر چي تو دنيا غمه مال منه...روزي هزار بار دل من ميشكنه.. دل ديگه اون طاقتارو نداره ...خدا نداره... پشت سر هم داره بد مياره...... خدا مياره... از درو ديوار واسه دل ميباره...... خدا ميباره...
آره يه بار ديگه بوي عيد مياد........... ولي اين بو مثل بو هاي ديگه نيست..... امسال خيلي زود گذشت ...اصلآ نتونستم خوب حسش كنم... ديگه اون ذوق و شوق قبلا رو ندارم....ديگه با هر چيز كوچيك شاد نمي شم و به هوا نمي پرم تا جيغ بكشم!!! يعني مي پرماااا چون دست خودم نيست.. منظورم اينه كه مث اون موقع ها نمي پرم!!! تازه چشمام باز شده .... روي اين دنياي پر از سياهي....پر از ظلم......پر از بدي...! كاش همه جا سفيد مي شد...پر از سفيدي و خوشبختي... كاش مردم ما به خاطر يه سقف...يه سر پناه..... يكم غذا دست به هر كاري نمي زدند.... كاش بعضي ها اسم مقدس عشقو لكه دار نمي كردند... كاش ...كاش... و هزار اي كاش ديگر....يه چراي بزرگ تو ذهنمه... واقعآ چراااا؟! اصلآ چرا ما به دنيا اومديم تا اين دنياي كثيفو ببينيم!!!؟؟؟؟ داره بارون مياد...رفتم دم پنجره و داد زدم ....گفتم چرا خدا جونم چرا!؟ منتطر يه جواب از طرف اون شدم ولي جوابمو نداد.... داد زدم...خدا جونم قربونت برمممممممممم ... فدات بشم كه اين همه زيبايي آفريدي... چرا مي ذاري يه عده اين زيبايي ها رو نابود كنن!!؟؟ بازم جوابمو نداد....!!! بازم از رو نرفتم...فرياد زدم...خدا جونم دوستت دارمممم... بعد شروع كردم آروم آروم واسه همه دعا كردن.... و قربون صدقه خدا رفتن...!!!! به خدا يكي منو مي ديد شك نداشت كه ديوونم! ولي دست خودم نبود...هميشه دوست دارم اون جوري كه دلم مي خواد با خدا حرف بزنم... فردا داريم مي ريم شمال....دلم يه جوريه نمي دونم چه مرگمه!؟ دوست دارم برم لب آب و تا ته دريا رو نگاه كنم و غرق در طبيعت خدا بشم! بعد بشينم يه طرح خوشگل از اين طبيعت بي نظير بريزم رو ي كاغذ... راستي يادم باشه كاغذ وردارممممم... مثل اينكه خيلي پر نوشتي كردم!!! واي خدا من كي مي خوام آدم شم!؟ اخه مگه يكي زياد حرف مي زنه نمي گن پر حرفي كردي!؟ خوب منم زياد نوشنم پس ميشه پر نوشتي!!!! به خدا من يه فيلسوف مي شمااااا....خل نشم يه وقت!؟ مي خوام به خوبي ها فكر كنم و هي فركانس مثبت بفرستم.. اگه آدم خوب باشه همه چيو زيبا مي بينه ... پس مي خوام تو اين سال جديد عالي باشم!!! خوب در آخر اين آپم ميخوام چند تا دعا كنم... اول اينكه شفاي همه مريضا....... اصلآ مگه ما مامان باباي بدم داريم!!؟؟؟؟ نوچ! پس سلامتي هر چي مامان باباي خوب و گله... سون اينكه هممون سال خوبي داشته باشيم ... سالي پر بركت و دوري از غم و غصه ها.... خوب تموم شد!!! بچه ها سال خوبي داشته باشين عيد همتونم مبارك... البته با يه روز تآخير... مي خواستم ديروز موقع سال تحويل آپ كنم ولي خوب نشد ديگه!! به خاطر كمي وقت نمي تونم خبرتون كنم هر كي اومد معرفت خودشو رسونده... اونايي ام كه نميان سر بزنن به خوبي و بزرگي خودم مي بخشم! باااااااااااااااي...تا هاي زندگي ستاره اي است در آسمان نيلگون، بوته اي در دشت خشك، اميدي در نااميدي، بوته اي در دريا.....،،،خلاصه هر آنچه هست زيباست...
|
About![]()
با سلام به دوستان گلم...
Home
|